Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - دعا و مناجات و زمزمه هاي عاشقا نه با خدا
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » شعر و ادبیات

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
دعا و مناجات و زمزمه هاي عاشقا نه با خدا رفتن به صفحه قبلی  1, 2, 3
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 3 شهریور 1387 - 04:34    عنوان:  شب عاشقان بیدل پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجب است اگر توانم که سفر کنم زدستت

به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد؟

زمحبتت نخواهم که نظر کنم به رویت

که محب صادق آن است که پاکباز باشد

به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن

که دعای دردمندان زسرنیاز باشد



سعدی

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 3 شهریور 1387 - 04:45    عنوان:  سفر دل پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

هر از گاهي در جستجوي نامي و يادي از تو



دلم مي رود



بي آنكه يادي از من بكند



بي هيچ خداحافظي!



مي رود



و با يك سبد گلهاي سپيد لطف برمي گردد



با كوله باري پر از روشنايي آبي عفو



با تني داغ از حرارت مهر



با چشماني روشن از نور اشك



با گوشهايي سرشار از ترانه ي «دوستت دارم!»



با زباني شاداب از ذكر « تنها تو را مي خواهم!»



با پاهايي بريده از خاک و رسيده به دل



با دستاني خيس



از چشمه ي حرارت زلال «روز ازل»



طراوت آن روزي كه شهادت دادم به آنكه



«تنها تو را دوست دارم»



«تنها تو دوست داشتني هستي و بس!»



روزي كه تو امر به گفتنم فرمودي



و من لب گشودم كه :



«فقط تو سزاوار همنشيني هستي و بس!»



روزي كه منـّت نهادي



و همگان را شاهد گرفتي كه بگوييم



«سپاس تو را



كه به ما نعمت عهد گرفتن عطا كردي!»



امشب نيز



از ابتداي دل سياه شب



دلم باز عزم سفري سپيد كرده



باز هم دارد مي رود



گوي اين بار



خود را براي سفري طولاني آماده كرده است



سفري طولاني به مقصدي



نزديك تر از نزديك...



«سفري تا آستان دوست!»

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 3 شهریور 1387 - 04:49    عنوان:  دوستانه با خدا پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

الهي!

اگر تو دست من بگيري و بلندم داري آن کيست که تواند فرودم بياورد؟

و اگر تو از بلندي مرا به خواري بياوري آن کيست که تواند دستم بگيرد و بلندم بدارد؟

تو تکريم کن تا کس نتواند توهيني کند

و اگر تو توهينم کني ديگر روي تکريم را نخواهم ديد.

اگر تو عذابم دهي از رحمت به دور مانم

و اگر اراده تو به هلاکت من تعلق گيرد بنده تو بي کس و بيچاره خواهد ماند.

من مي دانم که به حکومت تو ظلم و ستم راه ندارد

و هرگز به عقوبت کس شتاب نياوري

زيرا آنان که شتاب مي دارند دوره حکومتشان کوتاه باشد

و آنان که ستم کنند سخت ضعيف باشند

ولي حکومت تو جاويد و لايزال است

و قدرت تو درهم شکننده قدرتهاست.

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 3 شهریور 1387 - 04:57    عنوان:  خدايا ! پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

خدايا !!!


تو پناهگاه مني،

بهنگامي كه راهها با همه وسعت،

بر من صعب و دشوار شوند

و فراخناي زمين بر من تنگ گردد.

و اگر رحمت تو نبود

من اكنون جزء هلاك شدگان بودم.

و تو مرا از خطاهايم باز مي داري.

و اگر پرده پوشي تو نبود

از رسوايان بودم....

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 3 شهریور 1387 - 05:01    عنوان:  تا حقيقت پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

غرق در فکر...

خود را در دياري يافتم دور دست و غريب.

ديدم که او در کنار من است ...

گفت : چرا گرفته اي؟

گفتم:نمي دانم،فکرم پريشان است

گفت: دنبال چه مي گردي؟

گفتم: دنبال حقيقت ...حقيقت...!

گفت:در خود فرو رو !

کليدش را در قلبت مي يابي !

چگونه؟؟؟

گفت:نيتت را خالص کن !

آن وقت حقيقت در قلبت مي تابد !

پرسيدم : از کجا بدانم که حقيقت است؟

گفت:در اين مرحله اوليا و انبيا را بر حق مي بيني!

يعني به مرحله خود شناسي گام نهادي.

خودشناسي؟؟؟

گفت: در اين مرحله مي فهمي

از کجا آمده اي براي چه آمده اي؟

چه کار بايد بکني؟

به کجا بايد بروي؟

گفتم:نمي دانم کجا بايد بروم ؟و چه کار کنم؟

گفت:بکوش انسان واقعي باشي‌!

انسان واقعي ؟

گفت:ايمان ،صبر

با ديگران همان گونه باش که مي خواهي با تو باشند!

گفتم:گفتنش آسونه، ولی....

ادامه داد:اما به کار بستنش دشوار !

گفتم:فراز و نشيبها،خيالها ،

منو از حقيقت دور می کند، از هدفم !

گفت:در راه حقيقت،

سعادت واقعی بازگشت به سر منزل ازلی است ‌!

فراز و نشيبها، امتحانات تو هستند...

گفتم: سر منزل ازلی؟

-بازگشت به همان جايی که از آن آمديم ...

گفتم: بازگشت... بايد فکر کنم...اما ! کمکم می کنی؟!

با مهربانی گفت : هميشه،همه جا

گفتم:می توانم به ديدارت بيايم؟!

گفت:هر روز ۵ بار !

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 3 شهریور 1387 - 05:19    عنوان:  با خدا پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

گفتنش آسون نيست.

نگفتنش هم راحت نيست.

انگار يه موجود زنده توي قلب آدم داره زندگي ميكنه.

انگار مثل پروانه اي كه از پيله اش درمياد تو هم داري متولد ميشي.

نميدوني چرا تازگي ها نگاهت همش به سمت آسمون ميره!

از تماشاي اون لذت مي بري

و احساس مي كني كه تو هم بايد توي اين دنياي بزرگ

به اندازه خودت سهم داشته باشي.

به اندازه خودت مسير دنيا رو عوض كني!

بعضي وقتها دلت براي خورشيد مي سوزه!

كه چه تنهاست!

بعضي وقتها دلت براي چشمهاي ابري تنگ ميشه!

كه چه زيباست!

بعضي وقتها هم دلت به گريه آسمون ميخنده!

چه غريب!

به آفتاب نميشه خيره شد

اما ميتوني بغض چشمهاي ابري رو بشكني

و عاقبت فكر مي كني كه چي ممكنه باعث بشه آسمون هم گاهي گريه كنه!

اين موضوع كه خدا داره نگاهت ميكنه كمي تو رو مي ترسونه.

خدايا !؟

سلام!!

چقدر راحت تر از اون چيزي كه هميشه فكر مي كردي.

مهم نيست كه كي هستي.

مهم اينه كه داري با كي صحبت مي كني.

مهم نيست كه كي بودي.

مهم اينه كه كي مي خواهي بشي.

مهم اين نيست كه كجا بودي.

مهم اينه كه كجا مي خواهي بري...

خدايا ؟!

خداحافظ !!

همين ؟!

تمومش كردي ؟

چيه ؟

كار داري ؟

درسهات مونده ؟

مي ترسي به اتوبوس نرسي ؟

ممكنه كسي بخواد با تو چت كنه ؟!

آخرين نسخه فلان برنامه رو بايد دانلود كني ؟!

براي شب فكر شام هستي ؟!...

پس خدا چي ؟

دلت اومد اين گفتگو رو به همين سادگي تمومش كني ؟

چيه ؟

وقت زياده ؟...

خدايا ؟!

دوباره سلام !...

به همين سادگي...

آره اون تنها کسيه که می تونه تو رو از سر در گمی نجات بده...

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 3 شهریور 1387 - 07:00    عنوان:  چشم اميد پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول



چو عاشق مي شدم گفتم كه بردم گوهر مقصود

چه دانستم كه اين دريا چه موج خون فشان دارد




مهربانم !




خودت را معشوق ترين من قرار ده و مرا عاشق ترين خويش!

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 3 شهریور 1387 - 07:04    عنوان:  در كوي عشق پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

برای مهربانترينم !

وحشتم و تنهاييم را جز تو مونسی نيست،

همدمم باش

و فريادو دعوتم را جز تو پاسخگويی نيست

راهم ده

و کوله بار خاليم را جز تو دارنده ای نيست،

هر آنچه هست گير

بار الها !

مرا از خويش مران که اميد من جز تو نيست ،

ای بهشت و نعمت من ،

ای دنيا و آخرت من ،ای مهربانی محض !!!

''با نگاهی به مناجات المريدين''

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
farimah
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700
iran.gif


امتیاز: 771
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 3 شهریور 1387 - 07:25    عنوان:  عاشقانه پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سلام،

به تو سلام مي دهم و با تو سخن مي گويم،

اما چگونه با تو حرف بزنم؟

در حالي كه به گفته هايت پشت كرده ام؟

چگونه در اقيانوس عشقت غوطه خورم در حالي كه در قلب كويرم؟

چگونه شميم با تو بودن را استشمام كنم ؟

من با تو چه بگويم؟

چه دارم كه بگويم؟

حال قلبم در كلام نمي گنجد، و در وصف نمي آيد،

سخن از بيان درونم عاجز است.

دلم شهپر عشق دراورد و قاف تا قاف جهان را گشت

ولي دلپذير تر از قله قاف تو جايي نيافت.

تو اي پرواز پروازم!

تو اي اوج نيازم!

تو اي پاي رفتنم!

تو اي دليل بودنم!

تو اي كلام گفتارم!

تو اي منظر ديدارم!

تو اي همه هستي ام!

تو اي شراب مستي ام!

بيا كه اسير در زمينم، خشكيده در جايم،

نيستم، گنگم، دل، رفت و ديد و عاشق شد،

اما تن نمي رود، مي رنجاند، مي آزارد.

خدايا !

ياري ام كن.

معشوقا !

عطشان عشقه عشقت بر شجره ي وجودم غوغا مي كند،

سيرابش كن.

خدايا !

جاودان آتشبان آتش عشقت در وجودم باش،

ضجه عاجزانه ام را بشنو و روحم را،

كه از فرط خستگي از انتظار ديدارت،

سر به ديوار تن مي كوبد، عروج، مژده ده.



خداي من!

مرا درياب در ميان گردباد دلبستگي ها كه مي شكند ساقه وجودم را،

وجودي كه هزار غنچه عشق دارد، هزار غنچه عشق.

مرا درياب قبل از شكستن،

پيش از آنكه در سياهي همچون يلداي گناهان محو شوم.

اي ماندگار!

اي ماندني ترين عشق!

اي رعناترين!

اي يكتا ياور ناز!

اي شيرين زيستن!

اي باعث بزرگي! اي بزرگ! اي جدا از من و با من!

اي بي نياز از من و دوستدار من!

اي استاد مهرباني! اي مهربان! اي صادقترين!

اين صداي من است عاشقانه ترين صدايي كه مي خواند!

صميمانه ترين سخن ها را در دوستي ات،

كه بسي كمتر از دل است، مي گويم:

از دست رفتن را براي به دست آوردنت با تمام وجود استقبال مي كنم

و شادمان از مهر تو در سينه ام، به دنيا مي خندم.

اين اشك هاي بي حساب،

قصري از آينه خواهند شد نمايانگر تو در آسمان،

براي عاشق ترين نادان! نادان ترين عاشق!

پاكترينم!

به صداقت احساسم سوگند به پاكي خودت، دوستت دارم.

اي تو در امروز و فرداي من!

به خلوص كلامت سوگند،

اين عشق سرشار را تو در سينه ام نهاده اي.

اما نه، نيست!

بگذار بارانت را بر خود احساس كنم اي بارش مكرر نور!

بگذار به يقين در دوستي ات برسم

و رود زيبايي شوم كه از ميان سبزه زاران به آرامي

و طنازي و دلپذيري و رعنايي راه رسيدن به دريا را عاشقانه مي پويد

و شايد در انتظار رسيدن نيست كه،

شوق رفتن و در راه بودن، خود، شعفي عاشقانه است.

اي دلارامم! من در تو روييده ام،

از تو نور و آب و خاك و استعداد رويش گرفته ام،

سبز شده ام، گل كرده ام و از باغچه عشق تو هيچ دست هرزي جدايم نتواند كرد

و اگر اندكي جدايي باشد دوباره رويشي سريع مي آغازم.

چه، من گياهي خودرو هستم، پس لذت باليدن را به من بچشان.

انديشه هايم به بزرگي مي گرايند و از چون ديگران بودن مي گريزند.

انگيزه هايم آينه تو هستند،

مرا درياب!


راحيل

_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه قبلی  1, 2, 3
صفحه 3 از 3


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 1.65 ثانیه